حروفچینی کتاب رزا منتظمی

کتاب هنر آشپزی رزا منتظمی

در خانه یک کتاب  «هنر آشپزی» رزا منتظمی بود. سال‌های سال یکی از سرگرمی‌های من این بود که در کتاب دنبال عکس‌ غذاهای خوش رنگ و لعاب بگردم. گاهی هم دستورهای آشپزی را می‌خواندم ولی مثل اکثر دستورهای آشپزی همانجا تعامل من با کتاب پایان می‌یافت و معمولا  آنچه خوانده بودم به مرحله‌ی عمل نمی‌رسید. 

البته یک بار از روی کتاب دستور پخت تخم مرغ جیبی را اجرا کردم که بد هم نبود، گمانم تنها غذایی بود که تمام مواد و وسایل لازم برای آن (تخم مرغ، آب و قابلمه) را داشتیم.

دو سه سال پیش یک نسخه از کتاب را هدیه گرفتم. این نسخه چاپ سال ۱۳۵۳ بود و از آن یکی که در خانه داشتیم قدیمی‌تر بود. باز هم مثل همان سال‌های قدیم رفتم سراغ عکس‌هایش و خوب که مرور خاطرات کردم، شروع کردم به خواندن تکه‌هایی از کتاب. 

کتاب رزا منتظمی که ۵۷ سال از چاپ اولش می‌گذرد هنوز هم پر از دستور غذاهایی است که اسمشان به گوشم نخورده. جمع کردن این همه دستور غذا در با امکانات آن روزها کار راحتی به نظر نمی‌رسد. رزا منتظمی با نوشتن این کتاب کاری ستودنی کرده و با ادامه‌ی این نوشته قصد زیر سوال بردن ارزش کتاب را ندارم.

هر بار که بخشی از کتاب را می‌خوانم می‌بینم که چقدر حروف‌چینی کتاب در استفاده از فاصله با خودش در صلح نیست. چند نمونه از این تناقض‌ها را در ادامه آوردم.

مقدمه کتاب هنر آشپزی رزا منتظمی
مقدمه‌ی کتاب هنر آشپزی

حرف اضافه‌ی «و» گاهی بدون فاصله و گاهی با فاصله با کلمه‌ی بعدی نوشته شده: دامداری علمی وپرورش طیور، ادوار کهن ودوران جاهلیت،  احساس گرسنگی و نیاز اجتناب ناپذیر بامر تغذیه.

«را» گاهی با کلمه‌ی قبلی فاصله دارد و گاهی نه: «بشر را به تلاش و تکاپو وادار ساخت و همه‌ٔ نیروی جسمی‌وفکری اورا در راه ارضای این غریزه بکار انداخت»

«ها» گاهی چسبیده به کلمه و گاهی جداست، انسانها و غذا ها نمونه‌هایی از این مورد هستند.

«می» گاهی جدا نوشته شده و گاهی به فعل چسبیده، می‌ کنم و میشود به همین شکل که نوشتم در کتاب دیده می‌شوند.

از حروف‌چینی کتاب که بگذریم می‌رسیم به عبارت‌هایی که به ندرت این روزها استفاده می‌شوند. در کتاب بارها ترکیب «روی آتش» را می‌بینم که این روزها «روی گاز» را به جای آن به کار می‌بریم.

افزودن هم فعل دیگری است که در کتاب استفاده شده و این روزها بیشتر اضافه کردن جای آن را در دستورها گرفته.

بادمجان را هر جا دیدم به این شکل بود: بادنجان.

نکته‌ی دوست‌داشتنی پررنگ این کتاب استفاده از ترکیب‌های فارسی است. تا جایی که من دیدم به جز اسم خوراکی‌ها، خبری از کلمه‌های انگلیسی نیست، مثلا به جای ورقه کردن نگفته اسلایس می‌کنیم.

وقتی کتاب هنر آشپزی را هدیه گرفتم فکر کردم که باز هم مثل قدیم از تماشای عکس غذاها کیف می‌کنم. ولی گاهی مچ خودم را می‌گیرم که دارم کتاب را ویرایش می‌کنم. البته احتمال این هست که چاپ‌های بعد کتاب با دقت بیشتری حروف‌چینی شده باشند و از شیوه‌ی مشخصی پیروی کنند.

2

ارسال پاسخ