جملهای از صمد بهرنگی، نقش سیاست گذاری در انتخابها
هیچ جایی به خودی خود بد نیست، خوب هم نیست. ما آدمهاییم که با اعمال خوبمان جایی را بدنام میکنیم و جایی را خوشنام. یا اجتماعی را خوب میکنیم یا بد.
صمد بهرنگی
این جمله را در کتاب مجموعه نامههای صمد بهرنگی خواندم. با خواندن این جمله مثالهای مختلفی به خاطرم آمد. از جاهایی که برچسب خوب یا بد خوردهاند. از رفتارهای متفاوت آدمها، از نقشی که سیاست گذاری در شکل دادن به رفتارها دارد.
با توجه به این که تمدن به هر شکلی که هست، توسط بشر ساخته شده، شاید بتوان پررنگ ترین نقش را در چگونگی تمدن، به آدمها نسبت داد. تصمیمهای مختلف آدمها باعث شده تمدنها با یکدیگر متفاوت باشند. این انتخابهای متفاوت، مثل دو خط که در جایی یکدیگر را قطع کردهاند، مدام باعث فاصله گرفتن تمدنها از هم میشود. هرچه بیشتر از محل تلاقی فاصله بگیریم، خطها از هم دورتر میشوند. تا جایی که دیگر نمیتوان به راحتی فهمید که دو تمدن از یک جا شروع شدهاند.
همه جا تمیز است.
هیچکس روی زمین زباله نمیاندازد.
جملههای مشابه را از زبان بسیاری از افرادی که به بهانهای سر به کشورهای مختلف زدهاند میتوان شنید. تمایل افراد به استفاده از حمل و نقل عمومی به جای خودرو شخصی و مطالعه در زمانهای انتظار هم توصیفهای دیگری است که زیاد شنیده میشود.
تعریف از رفتارهای کوچک و به ظاهر بی اهمیتی که باعث میشود افراد حس متفاوتی در داخل و خارج از ایران تجربه کنند نیز، زیاد از زبان مسافران و ساکنان کشورهای دیگر شنیده میشود.
به نظرم، نقش سیاست گذاری و زیرساختها در شکل دادن به رفتارهای آدمها غیر قابل انکار است. افراد سعی میکنند تصمیمهای خود را به نحوی بگیرند که بیشترین مطلوبیت را برای خود ایجاد کنند. این مطلوبیت ممکن است برای هر فرد تحت تاثیر عوامل متفاوتی باشد.
وقتی قصد دارم به جایی بروم، گزینههای انتخابی من خودرو شخصی، اسنپ یا تپسی، و حمل و نقل عمومی هستند.
اسنپ و تپسی معمولا به دلیل هزینه بالاتر اولین گزینهای هستن که حذف میشوند.
برای رسیدن به حمل و نقل عمومی پیاده روی ۱۵ دقیقهای لازم است. بعد از پیاده روی میتوانم با تاکسی یا اتوبوس خودم را به مترو برسانم که هزینهای بین هزار تا دوهزار تومن دارد. هزینه مترو هم تقریبا هزار تومن است. معمولا از مترو مقصد هم نیاز به تاکسی سوار شدن هست که حدود دو هزار تومن خرجش میشود. با حدود ۵ هزار تومن به مقصد میرسم.
حالا اگر تصمیم بگیرم با ماشین بروم، هزینه بنزین آن بیش از سه هزار تومن نمیشود. پارک کردن رایگان است. از در منزل سوار میشوم و نزدیک مقصد پارک میکنم. سریعتر میرسم و از مزاحمتهای احتمالی در مسیر، در امان هستم. حتی با وجود اینکه آلودگی را در نظر میگیرم، بیشتر وقتها خودرو شخصی برنده این انتخاب است.
تصمیمهای مشابه این، در روز بارها توسط افراد مختلف تکرار میشود. اگرچه ممکن است برخی افراد تصمیم متفاوتی بگیرند، اما تا زمانی که مطلوبیت استفاده از خودرو شخصی بیشتر باشد، بیشتر افراد همین را به عنوان گزینه مطلوب انتخاب میکنند. شاید اگر هزینهای برای جای پارک دریافت شود، تصمیم متفاوتی مطلوبیت بیشتر داشته باشد. پرداخت هزینه واقعی بنزین هم به نظر من میتواند تاثیر قابل مشاهدهای داشته باشد.
یادم است سالها قبل، گاهی بابا برقی میان تبلیغهای تلویزیون ظاهر میشد و از ما میخواست لامپهای اضافی را خاموش کنیم. آن روزها به محض تماشای این پیام، میدویدم و چراغها را خاموش میکردم. امروز اما فکر میکنم اگر برق را تقریبا رایگان در اختیار مردم قرار نمیدادند، هر شخصی حواسش به میزان مصرف خودش بود و نیازی به این همه هزینه برای تبلیغاتی بیفایده نبود.
۳ دیدگاه
بازتابهای این مطلب
Warning: call_user_func() expects parameter 1 to be a valid callback, function 'zoomarts_list_pings' not found or invalid function name in /home/adighods/public_html/wp-includes/class-walker-comment.php on line 183
سلام خانم قدسی زاده عزیز
درست نوشتید. همه جا تمیز است. کمتر دیده می شود زباله بر روی زمین افتاده باشد.
همینطور تمایل افراد به استفاده از حمل و نقل عمومی.
همه اینها درست است.
موضوع این نیست که اگر برای پارک اتومبیل هزینه بگیرند شاید مردم کمتر یا خودرو خودشان تردد کنند یا اگر برق گرانتر بود در مصرفش صرفه جویی شود.
چه بسا در چند دهه اخیر همه این موارد انجام شده ولی چرا هنوز فرهنگ استفاده درست جا نیفتاده است؟
موضوع فراتر از این صحبت هاست. بحث آموزش است.
متاسفانه عمدا یا سهوا فرهنگ اجتماعی در کشور ما آموزش داده نشده.
در کشورهای جهان اول و حتی جهان دوم سالهای سال است که بصورت ریشه ای این مطالب در صدر موضوعات آموزش قرار گرفته و افراد از سنین کودکی یاد می گیرند آنجه را که باید.
این مسئولیت در کشور ما به دوش من و شماست.
سپاس از اینکه شما جزو فرهیختگانی هستید که اقدام می کنید.
پایدار بمانید
سلام و ممنون از اینکه نظر خود را بیان کردید.
احتمالا آموزش هم تاثیر دارد. ولی به نظرم با سیاستگذاری میتوان مطلوبیت گزینهها را به نحوی تغییر داد که انتخاب افراد متفاوت شود. همانطور که این روزها کمربند بستن به خاطر جریمه قابل توجهی که دارد، رایجتر از سالهای قبل از تخصیص جریمه به آن است.
در کشورهای دیگر هم تا جایی که من اطلاع دارم در مورد بسیاری از مثالهایی که در متن اشاره کردم ،آموزش خاصی داده نمیشود. صرفا شاید از نظر هزینهای یا آسایش گزینههای مطلوب تفاوت دارد و افراد به طور طبیعی انتخابهای دیگری دارند.