ماموران وظیفهشناس در برابر رویای کوچک
مامورهای سختگیر و وظیفه شناسی در ذهنم دارم که با شروع رویابافی در مورد هر موضوعی خودشان را سریع به محل حادثه میرسانند و راه را برای پرواز خیالها میبندند.
این مامورها نگرانند که آنچه در فکرم خلق میکنم به واقعیت نپیوندد و سرخورده شوم. برای پیشگیری از این موقعیت، با نخستین بارقههای خیالبافی شروع میکنند به فهرست کردن موانع راه و واقعیت را به رخم میکشند.
یکی از رویاهایی که در ذهنم دارم، این است که به برخی افراد نیازمندی که میشناسم کمک کنم کسبوکار خانگی کوچکشان را راه بیندازند. آدمهایی که در ذهنم دارم اغلب زنانی هستند که وضعیت مالی مناسبی ندارند. اعضای خانواده برای کمک کردن به آنها گاه به گاه به بهانههای مختلف پولی به حسابشان میریزند. دوست دارم به جای این کار کمکشان کنم که محصولی درست کنند و بفروشند. ترشی، مربا، سبزی و پیاز سرخ کرده یا هر چیز دیگری که برایشان ممکن است.
الهام بخش این افکار هم یکی از دوستان مادرم است که پزشکی در یکی از مناطق محروم بود. مراجعانی که داشت گاهی از او درخواست کمک مالی میکردند. دوست مادرم ولی به جای پول دادن به آنها، ازشان کاری میخواست، مثلا در حد همین سرخ کردن سبزی. بعضی از آنها کم کم محصولاتشان را به دیگر کارکنان درمانگاه هم میفروختند، یکی از آنها هم توانست مغازهی سبزی خردکنی خودش را راه بیندازد.
رویاهای من هم در همین حد و حدود هستند. دنبال این نیستم که یک یونیکورنآفرین از آنها بسازم. همین که پولی که به دستشان میرسد، حاصل دسترنج خودشان باشد کافیست.
رویاهایم پرواز میکنند و می روند جلوتر، آنجا که این زنان خوشحالترند و نگرانی مالی کمتری دارند. همینجاهاست که مامورهای کذایی شروع میکنند.
– شاید خودشان همینجوری راحتتر باشند.
– کسی محصولاتشان را نمیخرد.
– فکر کردی به ذهن خودشان نرسیده این کار را بکنند؟
– به اعضای خانواده که بگویی منصرفت میکنند.
– کجا میخواهی محصولات را بفروشی؟
کتاب دنیای سه صفر را که میخوانم بیشتر به این رویای کوچکم فکر میکنم. البته این مامورهای گرامی هم بیشتر فعال شدهاند.
اینها را نوشتم که این رویای کوچک فقط در ذهنم نباشد. دوست دارم یک روز زود قدمی برای واقعی کردنش بردارم.
سلام. همه نوشته های شما رو میخونم و باید بگم که عالی می نویسید. امیدوارم نوشته های شما به همین شکل تداوم داشته باشه.
سلام و درود،
خیلی ممنون از لطفی که به من دارین و بهم انگیزه میدیدین. سعی میکنم هر روز چیزی اینجا منتشر کنم.
هرکی به وظیعهای داره عادله جان…کارتو بکن بذار اونا هم کارشونو بکنن😉
آره، بهتره همینجوری مسالمتآمیز کنار هم زندگی کنیم