رد پای نوشتن در سریال Maid
من زیاد فیلم و سریال میبینم. گاهی که دفتری کنارم باشد، جملههای جالب را یادداشت میکنم. امروز داشتم سریال Maid را نگاه میکردم. ماجرای دختری است که به خاطر خشونت خانگی، همراه با فرزندش خانه را ترک میکند و به نوشتن هم علاقه دارد.
یک تکه از قسمتهای آخر سریال، همین دختر از نوشتن حرف میزند. جملههایش برایم جالب بود و یادداشتشان کردم.
ادامهی متن انتهای داستان را لو نمیدهد. میتوانید با خیال راحت بخوانید.
.Writing is where I go to be honest about how I feel
.Sometimes it’s really the only way for me to know what it is that I`m feeling
I have to write in order to see what I`m gonna write (If that makes any sense at all.)
.But I find that it’s a lot easier to write the truth than it is to say it out loud
Nobody can take writing away from you
.Nobody can tell you that you are wrong or your words are wrong, cause they’re not
You are right and your words are fu***ng right
.Cause they are yours
به فارسی تقریبا همچین چیزی میشود:
نوشتن چیزیه که سراغش میرم وقتی میخوام در مورد احساساتم روراست باشم.
بعضی وقتها این برام تنها راهیه که بدونم چه احساسی دارم.
باید بنویسم تا بدونم میخوام چی بنویسم (نمی دونم اصلا معنی میده یا نه!)
اما به نظرم خیلی راحتتره که در مورد حقیقت بنویسم، تا اینکه بیانش کنم.
هیچکس نمیتونه نوشتن رو ازت بگیره.
هیچکس نمیتونه بگه که تو اشتباهی، یا حرفهات اشتباهن. چون نیستن.
تو راست میگی و نوشتههات هم درستن، چون اونا مال تو هستن.
یکی از چیزهایی که باعث میشود از نوشتن بترسم، نگرانی در مورد قضاوت دیگران است. این نگرانی همراهم هست حتی وقتی در دفترهایی مینویسم که مطمئنم کسی سراغشان نمیرود، برای همین شنیدن این حرفها برایم خوشایند بود.قبلا هم در کتاب حق نوشتن چنین حرفهایی را خوانده بودم. این روزها دارم تلاش میکنم ترس و نگرانی از قضاوت دیگران کمتر سد نوشتنم باشد و بیشتر بنویسم.
*عکس از همین قسمت سریال است.
چقد که خوب نوشتی❤️وقلم نوشتنت خیلی روان و سلیسِ
ممنونم لاله جان، واجب شد یه جلسه در مورد هکسره داشته باشیم!