شادیهای کریسمسی
چند سالی است که روزهای کریسمس عزیزان خارج رفته در تعطیلات به ایران میآیند و دلیلی واقعی برای شادی داریم.
این روزها معمولا پر از مهمانی و دیدارهایی هستند که هر لحظهاش را غنیمتی میشمریم تا از فرصت کوتاه با هم بودن کیف کنیم و خاطرات را ذخیره کنیم برای روزهای طولانی و درازی که نمیتوانیم حضوری همدیگر را ببینیم.
برای ما هم این روزها مثل یک سفر، فشرده و پر از دیدوبازدید و تجربههایی هستند که دوست داریم مدام تکرار شوند.
سالهای اولی که رفته بودند، از همان روز اولی که میآمدند غصهی روز برگشتنشان را میخوردم و نگران دلتنگیای بودم که همراهم میشد.
چند سال اخیر دیگر خودم را با این فکر و خیالها ناراحت نمیکنم و بیشتر سعی میکنم خوش باشم از فرصت کوتاهی که برای دور هم بودن فراهم شده.
الان آهنگهای کریسمسی هم به بهانهی بچهها، موسیقی خوش این روزهای دور هم جمع شدن است.
کسی چه میداند، شاید چند سال دیگر درخت کریسمس هم تزیین کردیم و پای درخت کادوهای سبز و قرمز گذاشتیم.
*عکس هم از عروسکی است که هر سال همین حوالی از اعماق کمد در میآید تا بچهها با آن بازی کنند، در کنار گلهای نرگسی که بوی آن مشاممان را نوازش میکرد.