دلسوزی برای سوختی که میسوخت
اخیرا سفر کوتاهی به سیرجان داشتم.
یک روز به کافه دعوت شدم با عزیزانی که با هم گپ بزنیم.
اول خواستیم به کافهای برویم که در پیادهرو صندلی چیده بود و سایهبانی هم درست کرده بود.
روی یکی از میزها نشستیم و در فاصلهی کوتاهی که یک نفر بیاید سفارش بگیرد گرممان شد.
ساعت خلوتی بود و به جز ما کسی مشتری کافه نبود، با این حال سیستم گرمایش فضای بازشان روشن بود و بسیار آزاردهنده بود.
از مسئولی که در کافه بود درخواست کردیم که آن را کم کند یا خاموش کند. گفت امکانش نیست.
هرچه که میخواستیم سفارش دهیم هم نداشت و از آن کافه رفتیم.
دلم سوخت.
برای سیستم گرمایشی که برای هیچکس کار میکرد.
و برای سوختی که به معنای واقعی کلمه فقط برای گرم کردن کرهی زمین میسوخت.
با خودم فکر کردم اگر صاحب کافه برای گرم کردن هوای پیادهرو هزینهی معناداری پرداخت میکرد وضع جور دیگری بود.
ولی فعلا که شرایط طوری است که میتواند با خیال راحت تمام ساعت شبانه روز این گرمکن را روشن بگذارد و مشکلی هم برایش بوجود نیاید.
در تهران کمتر کافه میروم و با چنین شرایطی روبرو نمیشوم، فکر نمیکنم اینجا هم اوضاع متفاوت باشد.
*عکس را از خیابانی در سیرجان گرفتم که پاییز به یک طرفش نرسیده بود.
۳ دیدگاه
بازتابهای این مطلب
Warning: call_user_func() expects parameter 1 to be a valid callback, function 'zoomarts_list_pings' not found or invalid function name in /home/adighods/public_html/wp-includes/class-walker-comment.php on line 183
تا قیمت واقعی سوخت اخذ نشه دلسوزی ۴ تا نگران محیط زیست خیلی چیزی را در این حوزه درست نمیکنه..یکی از نزدیکان چند سال توی پرتقال با لباسای گرم زمستوناشونو سر میکردن..وقتی برگشتن دوباره تیپ تابستونی میزنن! به نظرم هر وقت قلبمون از این بیخردیای مخرب درد گرفت باید یقه یکیو بگیریم و راجع به قیمت واقعی انرژی حرف بزنیم.. رای دهنده بسازیم به کاندیدایی که ایشالا یه روزی بیاد بگه قیمت گاز را بالا خواهم برد قیمت برق را جدا! 🙂 از همه جا رو مخ تر قطارا هستند که توی تابستون آدم از سرما یخ میزنه تو زمستون از گرما خفه میشه
نجمه جان گفتنیها رو اونها که حرفشون بیش از من و شما شنیده میشه سالها گفتن و باز هم میگن، متاسفانه گوش شنوا و فرد عملش نیست.
من هم واقعا در حد بیان یک حس ناخوشایند این پست رو نوشتم و توقع تغییر با دلسوزی خودمون ندارم حقیقتا.
در مورد قطار هم، خیلی وقته سفر نرفتم، ولی یادمه همون موقع باید لباس مناسب فصل دیگهای برای عوض کردن در قطار میبردم، بس که رو مخ بود!