در پوستین خلق
من در شبکههای اجتماعی بیشتر نظارهگر هستم. اخیرا زیاد به چشمم میخورد که فردی را به خاطر کاری که کرده سرزنش میکنند. فردی کاری انجام میدهد که به مذاق گروهی خوش نمیآید. سیل ناسزا و دشنام است که به سویش روانه میشود.
این روند مدام تکرار میشود و تنها جای فرد مورد نکوهش عوض میشود. انگار یکی از فعالیتهای مهم افراد، شناسایی افراد خاطی در جامعه است. بعد از آن هم باید به دست خود خطاکار را به سزای اعمال زشتش برسانند.
انگار هر یک از ما در جایگاه قاضی نشستهایم و با شواهدی محدود حکمی برای متهم صادر میکنیم.
حکمهای که پی در پی برای افراد مختلف در نظر میگیریم، من را یاد این حکایت سعدی میاندازد که خفتن را برتر از عیب جستن از دیگران میداند. شاید بهتر باشد به جای تماشای این هیاهوی بی پایان در شبکههای اجتماعی، اگر کار بهتری سراغ نداریم ما هم به ساعات خواب خود اضافه کنیم.
یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز شبی در خدمت پدر رحمه الله علیه نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه ای گرد ما خفته. پدر را گفتم از اینان یکی سر بر نمیدارد که دوگانه ای بگزارد چنان خواب غفلت برده اند که گویی نخفته اند که مرده اند. گفت جان پدر تو نیز اگر بخفتی به از آن که در پوستین خلق افتی.