تلاش برای جملههای با طراوت
یکی از کارهایی که برای گسترش دایرهی واژگان توصیه میکنند، توجه به کلمههای جدید است.
دوست داشتم یک دفتر هم برای کلمهها داشته باشم، ولی با توجه به تعدد دفترها، تصمیم گرفتم به همین دفترهای فعلی قانع باشم.
تصمیم گرفتم امروز کلمههایی را به کار ببرم که چشمم را گرفتند. تمرینم را در ادامه گذاشتم.
چیره شدن بر وسوسهی مداوم کنار گذاشتن کارها همیشه سخت است. صداهای مبهمی که در پس ذهن همیشه به آدم یادآوری میکنند ممکن است شکست بخوری، نمیتوانی یا به قدر کافی خوب نیستی، میتوانند به راحتی ظرف کوچک انگیزه را واژگون کنند.
اگر حواس آدم جمع نباشد یک بار از اینکه چقدر به خاطر همین افکار دست از کار کشیده بهتزده میشود.
افکار متلاطم بازدارنده و ناامیدکننده میتوانند به راحتی طراوت و سرور ناشی از شروع را خاموش کنند.
البته راههای زیادی وجود دارد که بر این افکار چیره شد و مانع پیامدهای ناگواری شد که به دنبالش هستند. خلق موفقیتهای کوچک راه سادهایست که انگیزه را تقویت میکند و سوخت لازم برای انجام کارها را در اختیار قرار میدهد.
کلمههایی که سعی کردم در جملههای بالا از آنها استفاده کنم اینها بودند:
| چیره | تلاطم | واژگون |
| طراوت | سرور | بهت |
معلمهای زبان هم توصیه میکنند برای اینکه کلمههای جدید در ذهنمان جا بیفتد، سعی کنیم هر جور شده در کلمات جدید را در جملهها جا دهیم. من هم امروز این واژهها را گذاشتم پیش چشمم و سعی کردم هر جور شده در جمله بگنجانمشان.
*عکس را اواخر بهار در یکی از روستاهای اطراف تهران گرفتم، برایم یادآور طراوت است.