یک قاشق چایخوری داستان

کتاب قاشق چاخوری هوشنگ مرادی کرمانی- طراح جلد پارسوا باشی

خوبی کتابخانه‌ی عمومی نزدیک خانه‌ این است که می‌توانم با خیال راحت در مخزن بچرخم و کتاب‌ها را ببینم. در یکی از همین گشت‌ها بود که چشمم به کتابی از هوشنگ مرادی کرمانی خورد به اسم قاشق چایخوری.

کتاب قاشق چایخوری در سال ۹۸ چاپ شده و نسخه‌ای که در کتابخانه بود هم همان چاپ اول بود. 

من این کتاب را گذاشته بودم برای آخر شب، قبل از خواب. 

مثل داستان‌های دیگر هوشنگ مرادی کرمانی تمام داستان‌های کوتاه این کتاب هم روان و خودمانی و آسان بودند. داستان‌های هوشنگ مرادی کرمانی بدون دردسر آدم را از اول به آخر داستان می‌رسانند. مثل جاده‌ای صاف که دست‌انداز و پیچ و خمی ندارد و می‌توانی با خیال راحت از منظره‌های مسیر لذت ببری.

بیشتر داستان‌های این کتاب پایان ناخوشی دارند یا در مورد یک واقعیت تلخ مثل جنگ و زلزله و مرگ حرف می‌زنند. با این حال خواندشان لذت بخش است.

جلد کتاب را پارسوا باشی طراحی کرده و هر شب قبل از شروع داستانی جدید، مدتی سرگرم تماشای پشت و روی کتاب می‌شدم.

دوست داشتم تکه‌هایی از کتاب را هم اینجا بنویسم ولی همان صفحه‌ی اول متن کوتاهی نوشته که استفاده از هر بخشی از کتاب به هر منظوری مشروط به اجازه‌ی کتبی نویسنده است، که طبعا من ندارمش!

باری، همراه شدن با داستان‌های قاشق چایخوری فرصتی است تا تجربه‌هایی داشته باشیم که معمولا تمامشان در یک زندگی جمع نمی‌شوند. بیان داستان‌ها هم طوری است که غم و سختی را هم مثل شادی و خوشی در زندگی به عنوان یک واقعیت پذیرفته و سر جنگ با ناخوشی‌ها ندارد. بیشتر داستان‌ها هم طوری هستند که دلم می‌خواهد مثل مهمان مامان و قصه‌های مجید به تصویر کشیده شوند.

نسخه‌ی صوتی قاشق چایخوری با صدای رضا بابک و شهین نجف‌زاده تهیه شده و به نظرم آن هم باید شنیدنی باشد.

1

ارسال پاسخ