سبک زندگی، راهی برای معرفی خود
گاه به گاه در جمعهای مختلفی شرکت میکنم که برای شروع، هر فرد به معرفی خودش میپردازد. معمولا برای معرفی خود به افراد غریبه، حرف زیادی ندارم. آن چیزهایی که راجع به خودم میدانم به نظرم بدیهی هستند و گفتنشان ضرورتی ندارد. چیزهایی که راجع به خودم نمیدانم هم که نمیدانم. همیشه بعد از این که نام خودم را میگفتم، برای ادامه معارفه چالشهای متعددی در ذهنم داشتم. کدام موردها را بگویم؟ کدامها را قلم بگیرم؟
من در زندگیام تا به اینجا، فعالیتهای مختلفی را انجام دادهام که برخی از آنها هیچ ربطی به هم ندارند. همه آنها هم مربوط به گذشته هستند و سهم اندکی از فعالیتهای این روزهای من دارند. صحبت از آنها برای دیگران کمکی به شناخت من نمیکند. گفتن اینکه در چه دانشگاهی چه رشتهای را خواندم، یا کارهایی که انجام دادم و الان فاصله زیادی با آنها دارم، اطلاعات چندانی راجع به اینکه من چهجور آدمی هستم به افراد نمیدهد.
تا نوبت معرفی خودم برسد، به معرفی سایر افراد گوش میدهم. بیشتر افراد به رشته دانشگاهی و شغل خود اشاره میکنند. کمتر راجع به فعالیتهای روزانه خود صحبت میکنند. معمولا بعد از این معرفیها مفیدترین چیزی که به خاطرم میماند نام افراد است. عادت ندارم که افراد را بر اساس رشته و شغلشان در ظرفهای جداگانهای بریزم. سعی میکنم تا حد ممکن از پیشداوریهایی مانند اینکه همه حسابدارها چنیناند و همه پزشکان چنان، فاصله بگیرم.
چند بار آخری که خود را معرفی کردهام، بعد از گفتن اسم، راجع به سبک زندگی بی زباله، که این روزها انتخابش کردهام، کمی حرف زدهام. وقتی از این مسیر خودم را معرفی میکنم، تمرکز بیشتری دارم بر آنچه که در حال حاضر هستم.
صحبت راجع به سبک زندگی اطلاعات خوبی راجع به اولویتها و انتخابهای افراد بیان میکند. شاید به نوعی بتوان گفت سبک زندگی نشان میدهد ارزشهای زندگی هر فرد چه هستند، ارزشهایی که حاضر است برای آنها اقدامی انجام دهد.
برای مثال، شاید بتوان گفت شاهین کلانتری نوشتن را به عنوان اصلیترین فعالیت زندگیاش انتخاب کرده، از دید من که خواننده وبلاگ او هستم، تمام فعالیتها زندگیاش حول نوشتن میچرخد. برنامه روزانه، افرادی که با آنها معشرت میکند و حتی پیاده روی، همه در خدمت نوشتن و نویسندگی هستند.
عارفه در وبلاگ لذت کمتر داشتن سبک زندگی مینیمال را انتخاب کرده. به نظر میرسد که در تصمیمهای مختلف زندگیاش، سعی میکند مینیمالیست رفتار کند. انتخاب وسایل منزل، افرادی که با آنها معاشرت میکند و حتی خرید در سفر بر اساس مینیمال بودن انجام میشود.
حرف زدن از آنچه که تا کنون انجام دادهایم، دستاوردها، مدارک موقعیتهای شغلی اطلاعاتی راجع به ما به افراد منتقل میکند که راجع به شناخت ما کمک چندانی به دیگران نمیکند. علاوه بر این ممکن است با این کار فیلترهایی را جلوی چشم دیگران قرار دهیم که از پس آن به ما نگاه شود. البته در موقعیتهایی ممکن است این فیلترها به ما کمک کنند. ولی برای جمعهایی که قصد داریم خودمان را به عنوان یک انسان ببیند، چندان مفید نیست.
شاید همه شیوههای زندگی نامی برای خود نداشته باشند. شاید به تعداد آدمها سبک زندگی وجود داشته باشد. اما شناخت سبک زندگی خود، کمک میکند تا در معرفی خود به دیگران آسودهتر باشیم. بدانیم که با توضیح دادن راجع به شیوه زیستن، میتوانیم دیگران را از ارزشهای با اهمیت برای خودمان آگاه کنیم.
بسیار صادقانه و عالی بود ممنونم از واقعیتی که عنوان کردید