یک قاشق چایخوری داستان

کتاب قاشق چاخوری هوشنگ مرادی کرمانی- طراح جلد پارسوا باشی

خوبی کتابخانه‌ی عمومی نزدیک خانه‌ این است که می‌توانم با خیال راحت در مخزن بچرخم و کتاب‌ها را ببینم. در یکی از همین گشت‌ها بود که چشمم به کتابی از هوشنگ مرادی کرمانی خورد به اسم قاشق چایخوری.

بیشتر بخوانید
1

پیشرفت کتابی هفته‌های گذشته

از یکی دو هفته پیش تصمیم گرفتم که منظم‌تر مطالعه کنم. برنامه‌ای که برای خودم چیده بودم این بود که روزی حداقل سی دقیقه کتاب بخوانم. طی روزهایی که گذشت سعی کردم این مطالعه‌های نیم ساعته را در هر روزم بگنجانم و حاصلش این شد که دو کتاب را تمام کردم. یکی کتاب دنیای سه صفر و دیگر کتاب قاشق چایخوری از هوشنگ مرادی کرمانی. کتاب سومی را هم شروع کردم که مدت‌ها روی قفسه داشت خاک می‌خورد و برای…

بیشتر بخوانید
1

شما چطور می‌گویید روی کوه برف نیست؟

سگ در درکه

کوه‌ها برف ندارند، یا سفید نیستند. اینها جمله‌هایی هستند که من می‌سازم وقتی بخواهم بگویم روی کوه برف نیست.  نگا کن چقدر کوها از برف فقیرن. یک آشنا این جمله در در کتاب نخواندم. در فیلم یا یک نمایش رادیویی هم به گوشم نخورد. این جمله را از یک آدم واقعی شنیدم که می‌شناسمش. دفتر کوچکم همراهم بود و همانجا سریع نوشتمش که این ترکیب قشنگ کلمات بین افکارم گم نشود. از همان روز مدام به این فکر می‌کنم که…

بیشتر بخوانید
4

دو تصویر از فروغ فرخزاد

روز تولد فروغ فرخزاد که بود، شعری از فروغ در وبلاگم منتشر کردم. تصویرسازی‌هایی هم دیدم که نشد همان‌روز از خالقشان برای انتشار اجازه بگیرم. دو تصویری را که می‌بینید روشی روزبهانی کشیده. روشی روزبهانی در کارهایش بیشتر زنان را به تصویر می‌کشد و چند کار هم با موضوع طالبان و زنان افغانستانی کشیده. پیشنهاد می‌کنم سری به صفحه‌ی اینستاگرامش هم بزنید و کارهای دیگرش را ببینید.

بیشتر بخوانید
3

از دشواری انتخاب طعم بستنی تا امروز

دانشجو که بودیم اگر با دوستانم تصمیم می‌گرفتیم بستنی بخوریم، از همان لحظه که حرکت می‌کردیم به این فکر بودم که چه طعم‌هایی انتخاب کنم. تصمیم گرفتن برایم خیلی سخت بود. تصمیم‌های بزرگتر را هم سعی می‌کردم خودم نگیرم یا یک انتخاب تصادفی داشته باشم. در نویسش از یک جایی به بعد تصمیم‌های زیادی باید می‌‌گرفتم. اوایل برای هر تصمیمی سراغ مدیرم می‌رفتم و از او کمک می‌گرفتم. نگران بودم که تصمیم اشتباهی بگیرم. کم کم عادت کردم که خودم…

بیشتر بخوانید
2

روایت ست گادین از بازخورد بی‌رحمانه

امروز وبلاگ ست گادین را دیدم. در مورد بازخوردهای بی‌رحمانه گفته بود، عبارتی که به کار برده بود دقیقا این بود:  Harsh feedback ست گادین گفته بود که بازخوردهای تند و بی‌رحم را معمولا از افرادی دریافت می‌کنیم که یا سنگدل هستند و یا فکر می کنند کارشان بی‌نقص است. جستجوی سریعی کردم و دیدم که برای harsh در فارسی چه واژه‌هایی داریم. شدید اولین چیزی بود که به ذهن خودم رسید. بعد جایگزین‌های بهتری برایش پیدا کردم. خشن تند…

بیشتر بخوانید
1

یک روز برفی و آفتابی و پرتقالی

لیمو شیرین- روز برفی

امروز صبح هوا ابری بود. بعد آسمان شروع کرد به پرت کردن تگرگ‌ها روی زمین. مدتی بارید و ما هم چون نمی‌دانستیم کی دوباره فرصت دیدن بارش تگرگ را داریم از کنار پنجره جم نخوردیم. انگار در این حس تنها نبودیم، همسایه‌ها روبرو هم موبایل به دست آمده بودند به تماشا و ثبت این تصویر.  آسفالت کف کوچه و سقف ماشین‌های پارک بعد از مدت کوتاهی سفید شدند. کمی که گذشت ابرها با سرعت رفتند و آسمان آبی پیدا شد.…

بیشتر بخوانید
2

به شروع ناقص راضی باشیم

گربه پشت پنجره

وقتی می‌خواهیم کاری را شروع کنیم، بهانه‌های زیادی هستند که برای خودمان می‌تراشیم. کمال‌گرایی هم یک دستگاه پیشرفته برای تراشیدن بهانه دستمان می‌دهد که به آخرین تکنولوژی‌ها مجهز است. مثلا: قبل از شروع نوشتن فهرست کارها باید تمام شیوه‌های نوشتن فهرست را بشناسیم. مزایا و معایب هر کدام را بدانیم حداقل چند مورد از هر کدام را ببینیم تا بهترینشان را انتخاب کنیم. قبل از شروع مطالعه‌ی زبان باید بهترین روش یادگیری زبان را پیدا کنیم. بعد یک برنامه‌ی بی‌نقص…

بیشتر بخوانید
5

لباس پیانو بر تن ترانه‌های آشنا: بوی دیروز فریبرز لاچینی

آسمان آبی- روستای ایگل

در سفر به قزوین در موزه‌ی مجسمه‌های رضا محمدی آهنگی پخش می‌شد که حسابی گوشم را گرفت و از سیری(Siri) پرسیدم که این آهنگ چیست و گفت کلاغ‌های خبرچین از فریبرز لاچینی. با یک جستجوی ساده به لینک خرید آهنگ از سایت خود فریبرز لاچینی رسیدم و پیگیر آهنگ‌های مشابه نشدم. فریبرز لاچینی را با آلبوم‌های پاییز طلایی می‌شناختم و موسیقی دیگری از او گوش نداده بودم یا حداقل فکر می‌کردم که چنین است. امروز که کمی گشتم دیدم که…

بیشتر بخوانید
4