ماهیگیری در ترجیع‌بند سعدی

یکی از شعرهای سعدی که خواندنش حالم را خوش می‌کند، ترجیع بند اوست که بیت زیر در آن تکرار می‌شود: بنشینم و صبر پیش گیرم/ دنباله‌ کار خویش گیرم سعدی ماهرانه خود و معشوق را به چیزهای مختلفی تشبیه کرده و در وزن شعر ریخته. مثلا: از پیش تو پای رفتنم نیست/ همچون مگس از برابر قند چون مرغ به طمع دانه در دام/ چون گرگ به بوی دنبه در بند از روی تو ماه آسمان را/ شرم آمد و…

بیشتر بخوانید
2

دیوار کوتاه خواب و کارهای مانده

قبل از خواب معمولا به ارزیابی هر روز می پردازم. چند وقت پیش دقت کردم که بی‌رحمانه به قضاوت کارهای هر روزم می‌نشینم. وقت خواب که می‌شود یاد تمام کارهایی می‌افتم که دلم می‌خواست انجامشان بدهم. از کارهایی مثل مرتب کردن زباله‌ها برای تحویل به جاروب و بافتن شال گردنی که قبل از کرونا سر انداختم تا جمع کردن لباس‌های شسته از روی بند رخت و رونویسی از فلان کتاب. اخیرا متوجه شدم پدیده‌ای وجود دارد به نام revenge bedtime…

بیشتر بخوانید
3

تبریک به مادرهای غیر فداکار

گلـ تبریک روز مادر

روز مادر است و هر طرف که سر می‌چرخانم تبریک‌ می‌بینم. با این حال چیزی پشت برخی از این تبریک‌ها پنهان شده که به نظرم آزار دهنده است.

بیشتر بخوانید
17

پنج راه چاره برای گرسنگی مدام در خانه

سالاد سیب و اسفناج- سفره قلمکار اصفهان

چند وقت پیش از مشکل گرسنگی در خانه نوشتم. مشکلی که مدام با آن دست و پنجه نرم می‌کردیم و تقریبا به وضعیت ثابت خانه تبدیل شده بود. در هفته‌های گذشته سعی کردم کارهایی انجام دهم که کمتر با وضعیت «هیچ غذایی در خانه نیست و گرسنگی امانم را بریده» روبرو شوم. نتیجه هم رضایت‌بخش بوده.

بیشتر بخوانید
4

یک قاشق چایخوری داستان

کتاب قاشق چاخوری هوشنگ مرادی کرمانی- طراح جلد پارسوا باشی

خوبی کتابخانه‌ی عمومی نزدیک خانه‌ این است که می‌توانم با خیال راحت در مخزن بچرخم و کتاب‌ها را ببینم. در یکی از همین گشت‌ها بود که چشمم به کتابی از هوشنگ مرادی کرمانی خورد به اسم قاشق چایخوری.

بیشتر بخوانید
1

پیشرفت کتابی هفته‌های گذشته

از یکی دو هفته پیش تصمیم گرفتم که منظم‌تر مطالعه کنم. برنامه‌ای که برای خودم چیده بودم این بود که روزی حداقل سی دقیقه کتاب بخوانم. طی روزهایی که گذشت سعی کردم این مطالعه‌های نیم ساعته را در هر روزم بگنجانم و حاصلش این شد که دو کتاب را تمام کردم. یکی کتاب دنیای سه صفر و دیگر کتاب قاشق چایخوری از هوشنگ مرادی کرمانی. کتاب سومی را هم شروع کردم که مدت‌ها روی قفسه داشت خاک می‌خورد و برای…

بیشتر بخوانید
1

شما چطور می‌گویید روی کوه برف نیست؟

سگ در درکه

کوه‌ها برف ندارند، یا سفید نیستند. اینها جمله‌هایی هستند که من می‌سازم وقتی بخواهم بگویم روی کوه برف نیست.  نگا کن چقدر کوها از برف فقیرن. یک آشنا این جمله در در کتاب نخواندم. در فیلم یا یک نمایش رادیویی هم به گوشم نخورد. این جمله را از یک آدم واقعی شنیدم که می‌شناسمش. دفتر کوچکم همراهم بود و همانجا سریع نوشتمش که این ترکیب قشنگ کلمات بین افکارم گم نشود. از همان روز مدام به این فکر می‌کنم که…

بیشتر بخوانید
4

دو تصویر از فروغ فرخزاد

روز تولد فروغ فرخزاد که بود، شعری از فروغ در وبلاگم منتشر کردم. تصویرسازی‌هایی هم دیدم که نشد همان‌روز از خالقشان برای انتشار اجازه بگیرم. دو تصویری را که می‌بینید روشی روزبهانی کشیده. روشی روزبهانی در کارهایش بیشتر زنان را به تصویر می‌کشد و چند کار هم با موضوع طالبان و زنان افغانستانی کشیده. پیشنهاد می‌کنم سری به صفحه‌ی اینستاگرامش هم بزنید و کارهای دیگرش را ببینید.

بیشتر بخوانید
3

از دشواری انتخاب طعم بستنی تا امروز

دانشجو که بودیم اگر با دوستانم تصمیم می‌گرفتیم بستنی بخوریم، از همان لحظه که حرکت می‌کردیم به این فکر بودم که چه طعم‌هایی انتخاب کنم. تصمیم گرفتن برایم خیلی سخت بود. تصمیم‌های بزرگتر را هم سعی می‌کردم خودم نگیرم یا یک انتخاب تصادفی داشته باشم. در نویسش از یک جایی به بعد تصمیم‌های زیادی باید می‌‌گرفتم. اوایل برای هر تصمیمی سراغ مدیرم می‌رفتم و از او کمک می‌گرفتم. نگران بودم که تصمیم اشتباهی بگیرم. کم کم عادت کردم که خودم…

بیشتر بخوانید
2