از پشت میز عدلیه، ماجراهای خنده‌دار دادگاه به قلم قاضی

کتاب از پشت میز عدلیه - امین تویسرکانی

از پشت میز عدلیه (خاطرات طنز یک قاضی دادگستری) کتابی است که امین تویسرکانی از ماجراهای محیط دادگستری نوشته. کتاب از پشت میز عدلیه، نوزدهمین کتاب از مجموعه‌ی جهان تازه دم نشر چشمه است. کتاب‌های این مجموعه معمولا طنز هستند. عجیب است که هر چه گشتم در سایت خود نشر چشمه چیز بیشتری در مورد سری جهان تازه‌دم پیدا نکردم، همین را هم جای دیگری دیدم. در مقدمه‌ی کتاب نویسنده به این اشاره کرده که «…مرحوم باستانی پاریزی، به قضات…

بیشتر بخوانید
1

… مثل کوشنده

شروع کردم به خواندن کتاب «نقش‌هایی به یاد» از احمد اخوت. همان صفحات اول چشمم به این عبارت خورد: …کوشنده‌ای مشروطه‌خواه در نامه‌ای می‌نالد که… واژه‌ی کوشنده درست از همان لحظه، گاه‌به‌گاه خودش را وسط افکارم جا می‌کند. نمی‌دانم قبل از دیدن این واژه در کتاب، می‌شناختمش یا نه، اما الان که دیدم همچین واژه‌ای هم هست، کلی از آن خوشم آمده. برداشتم این است که منظور از کوشنده همان فعال باشد، مثلا فعال حقوق زنان می‌شود کوشنده‌ی حقوق زنان.…

بیشتر بخوانید
1

بهانه‌های اهمال کاری مخصوص اول اسفند

بهانه‌های اهمال کاری ـ گربه‌ خوابیده

بعضی روزها دلم می‌خواهد تمام کارها را بگذارم برای فردا. امروز هم از همان روزها بود. انگار از صبح یک تابلوی بزرگ در مغزم آویزان کرده بودند که روی آن نوشته: بعدا می‌ریم سراغش هر کاری که باید انجام می‌دادم، یا می‌خواستم انجام دهم اول با این پیام روبرو می‌شد. اول روز به هر ضرب و زوری که شده سعی کردم مهم‌ترین کار روز را پیش ببرم. ولی بهانه‌ها قوی‌تر بودند. خسته و بی‌حوصله سعی می‌کردم با کمترین سرعت ممکن…

بیشتر بخوانید
3

گزارش کتابخوانی بهمن ماه

معرفی چند کتاب

در ماه بهمن سعی کردم هر روز حداقل سی صفحه‌ کتاب بخوانم. با این کار توانستم چند کتاب را تمام کنم و خرسندم.
کتاب‌هایی که در ماه بهمن خواندم این‌ها هستند.

بیشتر بخوانید
2

۱۳ جایگزین سر زدن به گوشی

جایگزین سر زدن به گوشی- عادله قدسی زاده

نشستم به کارهایی فکر کردم که می‌شد یا دوست داشتم به جای سر زدن به گوشی انجام می‌دادم.

بیشتر بخوانید
2

چطور یک سینی شیرینی دانمارکی تمام نقشه‌ها را نقش بر آب کرد

چند روز پیش رفته بودیم اطراف خانه قدم بزنیم. ظرف هم برده بودم که از شیرینی فروشی نزدیک خانه، نان خامه‌ای یا کیک بگیریم. وقتی رسیدیم به شیرینی فروشی دیدم که برای ورود به مغازه صف کشیده شده، روز پدر بود، ولنتاین هم، داخل ویترین‌های مغازه هم پر از کیک سیبیلو و قرمز قلبی بود. رفتیم دوری زدیم تا خلوت‌تر شود. چند قدم پایین‌تر، دو سینی پر از شیرینی دانمارکی تازه از در کارگاه آمد بیرون و رفت داخل مغازه.…

بیشتر بخوانید
3

نیم فاصله و حرف‌هایی که پشت سرش زده‌اند

نیم فاصله یا فاصله مجازی

در مورد نیم فاصله زیاد حرف زده‌اند. از چیستی و چرایی و چگونگی‌اش گفته‌اند. به جای تکرار حرف‌های گفته شده چند تا خوبش را سوا کردم که سر حوصله بخوانید.

بیشتر بخوانید
3

من چطور کتابداری می‌شدم؟

وقتی به این خانه آمدم و دیدم یک کتابخانه چند قدمی خانه است، حسابی خوشحال شدم. همیشه رویای این را داشتم که عضو کتابخانه‌ای باشم و مدام کتاب بگیرم و بخوانم. همان روزهای اول رفتم و در کتابخانه عضو شدم. مثل هر فکر و خیال دیگری، این هم آن‌طور که تصور می‌‌کردم از آب در نیامد. منظم به کتابخانه سر نمی‌زدم. ولی باز هم غنیمتی بود و هست. قدم زدن در میان کتاب‌هایی که هر کدامشان را بخواهی می‌توانی با…

بیشتر بخوانید
2

یک روز آرام لیمویی

امروز روز آرامی بود. صبح رفتم میدان تره‌بار و خرید کردم. می‌خواستم از روی دستور شف طیبه سس پستوی سبزیجات کبابی درست کنم. سر راه رفتم و دو تا کتاب را به کتابخانه پس دادم. کمی هم با کتابدار در مورد کتابی که دستم بود گپ زدیم. برگشتم خانه و هرچه خریده بودم را شستم و گذاشتم در فر تا کبابی شوند. پوست سبزیجات منتقل شد به ظرفی که روی شوفاژ خشک شود. ولی بقایای لیموها را دلم نیامد همینجوری…

بیشتر بخوانید
3