انتظار میوه از درخت بی شاخ و برگ

هلو - نویسندگی

یک هلوی خوشمزه و آبدار را تصور کن. از همان‌ها که وقتی از کنارشان رد می‌شوی عطرشان قلقلکت می‌دهد که مزه‌ی هلو را مهمان دهانت کنی. این هلو‌های مقاومت‌ناپذیر حاصل یک سال تلاش درخت هستند. درختی که برگ‌هایش در بهار سبز شده و شکوفه‌های صورتی زیادی آفریده…

بیشتر بخوانید
5

انگیزه برای نوشتن، از غنائم خانه‌تکانی

وقتی شروع کرده بودم به خانه‌تکانی، فکر نمی‌کردم وسط کارهای تمام نشدنی خانه چیزی الهام‌بخش برای نوشتن پیدا کنم. اما وسط خانه‌تکانی دفترهای قدیمی جلوی چشمم ظاهر شدند. این هم از خوشی‌های پنهان در خانه تکانی است. گاهی گنجی از گذشته پیدا می‌کنی که نشانت می‌دهد در گذشته چطور بودی، چه چیزی را دوست داشتی، چه وسایلی را استفاده می‌کردی و چه در سرت می‌گذشته. قلم‌پراکنی‌های گذشته را که دیدم، به مسیر طی شده تا رسیدن به اینجا فکر کردم.…

بیشتر بخوانید
2

۸ مارس و حیرانی بین ناامیدی و امیدواری

من به مسائل زنان حساس هستم. راستش راه دیگری هم ندارم. به عنوان یک زن تبعیض‌ها و نامهربانی‌های شرایط را به خاطر زن بودنم از همان اول زندگی تجربه کردم و هنوز هم ادامه دارد. دوست ندارم زندگی را به زمین جنگی برای بهبود شرایط تبدیل کنم. دلم می‌خواهد راحت و آزاد زندگی کنم. چشمم را روی بعضی چیزها می‌بندم که خواب‌های شبم به کابوس آلوده نشوند. اخبار وحشتناک مربوط به زنان قربانی خشونت را دنبال نمی‌کنم و ته دلم…

بیشتر بخوانید
2

مواد لازم برای شروع خوب یک روز

شروع خوب روز- نارنگی‌ها در آفتاب

صبح با زنگ موبایل از خواب بیدار می‌شوم. در تمنای یک دم خواب بیشتر از رختخواب دل می‌کنم و روی صفحه‌ی موبایل می‌زنم که صدایش را قطع کند. شب قبل نقشه‌ها کشیده‌ام برای اولین ساعات بیداری که البته در آن لحظات حال و حوصله‌ی هیچ‌کدام را ندارم…

بیشتر بخوانید
1

از غنائم پیش‌دانشگاهی: پرهیز از کار با زیرشلواری

پیش‌دانشگاهی که بودیم، یک زمان‌هایی در مدرسه برای مشاوره گذاشته بودند کنار. منظور از مشاوره هم این بود که دو کلاس را ادغام کنند (حدود ۶۰ نفر) و مشاور بیاید آنجا برایمان صحبت کند. ممکن است با خودتان فکر کنید این جلسه‌ها بیهوده بودند، ولی برخلاف آنچه به نظر می‌رسد، توصیه‌هایی که مشاور سال کنکور می‌گفت، هنوز بعد از سال‌ها به یادم مانده. شاید هم جزو معدود چیزهایی باشد که از آن زمان در خاطرم مانده و واقعا به دردم…

بیشتر بخوانید
3

خانه تکانی سبز با حذف شوینده‌های کارخانه‌ای

خانه تکانی سبز - خانه تکانی بدون شوینده

گمانم زمان خانه تکانی فصل رونق کسب‌وکارهایی است که شوینده تولید می‌کنند. برا هرکاری هم یک شوینده یا پاک کننده است. برای سرامیک، چوب، کتابخانه، کابینت، سینک آشپزخانه، صفحه نمایش مانیتور، سایر سطوح کامپیوتر و….البته برای افرادی که حوصله‌ی پیدا کردن پاک کننده‌ی مخصوص سطح مورد نظر را ندارند یک گزینه‌ی چند منظوره هم هست که می‌شود برای بیشتر جاها استفاده کرد. این شوینده‌ها به ندرت در خانه تکانی سبز به کار می‌آیند. چرا باید از شوینده‌ی کمتری استفاده کنیم؟…

بیشتر بخوانید
4

یک قاشق سنگریزه و کوهی که دیده نمی‌شود

پایان بیشتر روزها، نگاهی به روزی که گذشت می‌اندازم تا ببینم چه کردم و به کجا رسیدم. اغلب هم توقع دارم در پایان روز مدرکی، مدالی چیزی بگیرم برای دستاوردهایی که داشتم. مثلا قبل از خواب یک کاغذ لوله شده‌ی روبان‌پیچ بدهند دستم که متشکریم برای اینکه امروز کوهی را جابجا کردی.  متاسفانه به ندرت پیش می‌آید که در روزی چنین دستاوردی داشته باشم. جابجا کردن کوه هم که باشد معمولا قاشق قاشق انجام شده و وقتی کل کوه هم…

بیشتر بخوانید
1

عکسی از مهر ۱۴۰۰، بهانه‌ای برای نوشتن

بهانه ی نوشتن- تقویم مهر ۱۴۰۰

وقتی تصمیم گرفتم هر روز مطلبی اینجا بنویسم به این فکر نکرده بودم که برای پایبندی به این عهد ناچار می‌شوم که حرف‌های بی‌سروتهی را در واژه‌ها بریزم و دکمه‌ی انتشار را بزنم. این نوشته هم یکی از همین سری مطالب است که تنها برای به هم پیوستن زنجیره‌ی انتشار پدید آمده. عکس‌های موبایلم را باز کردم با چشم بسته انگشتم را روی صفحه‌ی موبایل بالا و پایین کردم. یک جا ضربه زدم روی صفحه نمایش و تصمیم گرفتم در…

بیشتر بخوانید
4

درس تصمیم‌گیری پشت سینک آشپزخانه

پشت سینک ایستاده بودیم. چهار تا دست خیس خورده و چروک شده هم مشغول کار بودند. داشتم از یک انتخاب بی‌اهمیت حرف می‌زدم. می‌گفتم که تصمیم خوبی نبوده و هر بار به آن فکر می‌کنم خاطرم مکدر می‌شود. گفت زندگی همینه، پر از فرصت های از دست رفته، دفعه‌ی بعد بهتر انتخاب کن. با شنیدن این جمله خیالم راحت شد. انگار تمام این مدت داشتم خودم را برای تصمیمی که مهم هم نبود سرزنش می‌کردم. فرصت‌ها هم ممکن است دیگر…

بیشتر بخوانید
1