کرونا سلام، سفر خداحافظ

ابتلا به کرونا - عادله قدسی زاده

هفته‌ی گذشته به استراحت اجباری گذشت. یکی دو روز بعد از اینکه برنامه‌ی سفر کوتاهم به یزد قطعی شده بود و یکی دو شب هم خواب سفر را دیده بودم، یک روز از خواب بیدار شدم و دیدم گلویم کمی درد می‌کند. آب نمک قرقره کردم و به امید اینکه حساسیت فصلی است روز را گذراندم. روز بعد هم به همین منوال گذشت. با خودم گفتم قبل از سفر یکی از این تست‌های فوری کرونا می‌دهم و به امید خدا…

بیشتر بخوانید
6

نوشته‌ای در مورد چالش، نه آنطور که انتظار دارید!

شاید یادتان باشد که چند سال پیش چالش آب یخ راه افتاده بود*. هدف آن هم کمک یا آگاهی رسانی در مورد یک بیماری عصبی (بیماری ALS) بود. آن روزها یادم است که کلمه‌ی چالش به گوشم عجیب بود. به نظرم کلمه‌ی رایجی نبود و یک گوشه برای خودش خاک می‌خورد. هر بار که می‌شنیدمش با خودم می‌گفتم ترجمه‌ی challenge است. سال‌ها گذشت و این واژه‌ جای خودش را در صحبت‌های روزمره‌ی ما (یا حداقل من!) باز کرد.  یکی از…

بیشتر بخوانید
5

تمرکز میان رج‌های بافتنی

وقتی پیش دانشگاهی بودم، هزار و یک برنامه داشتم برای تابستان بعد از کنکور. یکی از آن‌ها بافتن یک شال‌گردن بود. در گرمای تابستان رفتم کاموا خریدم و شروع کردم به بافتن. خیلی هم بافتنی بلد نبودم.  فقط بلد بودم زیر و رو ببافم. یک کاموای آبی خریدم، از آنها که رنگش عوض می‌شود. در تهران شال را سر انداختم. یادم هست که وقتی داشتیم با قطار به سیرجان می‌رفتیم هم داشتم می‌بافتم. در سیرجان هم بعضی از قوم‌وخویش‌ها چند…

بیشتر بخوانید
7

قبل از آنکه خواب چشم‌هایم را ببندد

بعضی روزها کارم که تمام می‌شود لپتاپم را برمی‌دارم و روی مبل می‌نشینم و وبگردی می‌کنم. هدف اصلی‌ام این است که چیزی بنویسم برای انتشار در وبلاگ. گاهی به جای نوشتن از این سایت به آن سایت و از این وبلاگ به آن‌ وبلاگ می‌روم تا جایی که باتری لپتاپ از شارژ تهی می‌شود و ناچارم خودم را به نزدیک پریز برق منتقل کنم. بعضی وقت‌ها هم که اواخر کار نوشتن هستم، تمام فایل‌ها و پنجره‌های اضافی را می‌بندم که…

بیشتر بخوانید
1

چهره‌ی نگارنده در جوانی

عادله قدسی زاده - جوانی

دم عید موهای سفیدم در آینه سال جدید را با گوشه و کنایه به من تبریک گفتند. این تبریک طعن‌آلود باعث شد بیشتر حواسم به سن و سالم باشد. هنوز خودم را جوان می‌دانم. ولی احتمالا این را اگر دوستی که تازه بیست‌ساله شده بشنود در دلش می‌خندد که نه جانم، شما دیگر برای خودت میان‌سالی هستی. البته از آنجا که بیشتر ما دوست نداریم گذر جوانی را بپذیریم، هرچه سنمان می رود بالا، بازه‌ی جوان بودن را کش می‌دهیم.…

بیشتر بخوانید
6

توارد، ایده‌هایی که هر جا بشود می‌رویند

معنی توارد

بعضی از پدیده‌ها هستند که به آنها فکر می‌کنیم ولی معمولا اسمی رویشان نمی‌گذاریم. مثلا کشیدن مکرر خودکاری که تمام شده و امیدواریم با فشار بیشتر بتوانیم ته مانده‌ی جوهر را از آن خارج کنیم، واژه‌ی برای خودش ندارد و اگر بخواهیم در موردش حرف بزنیم می‌گوییم فشار دادن خودکار روی کاغذ به امید استخراج آخرین ذره‌های باقیمانده‌ی جوهر! دیروز در کتاب نقش‌هایی به یاد به واژه‌ی توارد برخوردم، به نظر از همان واژه‌هایی است که برای پدیده‌ای خاص تعریف شده.…

بیشتر بخوانید
4

هجرت از تقویم آنلاین به رومیزی

تقویم ۱۴۰۱ جیب دیزاین

کارهای کوچکی هستند که می‌توانند کیفیت زندگی را مقدار قابل توجهی تغییر دهند مثل قطع کردن نوتیفیکیشن گوشی، انتقال شارژر موبایل به بیرون از اتاق خواب یا اضافه کردن یک تقویم رومیزی به میز کار. تقویم رومیزی معمولا در میان چیزهایی نبود که خودم تصمیم بگیرم بخرم. همیشه یا اواخر سال از جایی می‌رسید یا اینکه بدون آن روزگارم می‌گذشت. نویسش سال گذشته در کنار هدایای نوروزی تقویمی رومیزی همراه با پایه‌ی چوبی فرستاده بود. خودم اگر بودم احتمالا به…

بیشتر بخوانید
4

طعم خوش و گذرای قفسه‌های خالی

قبل از عید سعی کردم تا جایی که می شود خانه را بتکانم. سراغ کشو و قفسه‌هایی رفتم که طی سال به ندرت یادی از محتوای آنها می‌‌کردیم. در حد ظرفیت دل کندن خودم از وسایل هم سعی کردم هرچه را که نمی‌خواهم راهی زندگی دیگری کنم. بفرستم جایی که به آن نیاز است و قدرش را به خوبی می‌دانند. بعضی چیزها راحت‌تر رفتند، بعضی هنوز در صف انتظارند. همان زمان قفسه‌هایی از کتابخانه، طبقه‌هایی در کمد و کابینت‌هایی در…

بیشتر بخوانید
5

ماجراجویی‌های آموزشی

ماجراجویی آموزشی- عادله قدسی زاده

مدتی است که دارم پایتون یاد می‌گیرم. اوایل راه هستم. این قسمت‌های یادگیری شیرین و ساده است. می‌توانم با چند خط کد کارهایی آسان مثل محاسبه‌ی هفته‌های باقی‌مانده از عمر یا تعیین ‌BMI انجام دهم. هر بار که موفق می‌شوم برنامه‌ای ابتدایی بنویسیم از اعماق وجودم کیف می‌کنم. احساسی خوشایند که با پا گذاشتن در مسیر یاد گرفتن هر چیز جدیدی تجربه می‌کنم. این احساس برایم یادآور تمام دفعاتی است که یاد گرفتن مهارت جدیدی را شروع کرده بودم. اما…

بیشتر بخوانید
2