مرگ، بهانه‌ای برای زیستن

مرگ - خیره به خورشید - به بهانه مرگ -اروین یالوم

مرگ بین ما قدم می‌زند. بدون آنکه متوجه حضورش در لحظه‌هایمان باشیم می آید. یکی از ما را انتخاب می‌کند و با خود می‌برد. پشت سرش هم اندوه و حسرت باقی می‌گذارد. حسرت کارهای نکرده، حرف‌های گفته نشده، فرصت‌های از دست رفته… از مرگ گریزی نیست. ترجیح می‌دهیم خیلی به آن فکر نکنیم. حرفی از فانی بودن لحظات زیستنمان روی کره خاکی نزنیم و برای ابد برنامه ریزی کنیم. اگر بخت یاری کند و به سال‌های پیری برسیم، بدنمان به…

بیشتر بخوانید
0

گذر از تنهایی با خواندن و نوشتن

کتاب حق نوشتن - جولیا کامرون

اخیرا در حال مطالعه کتابی هستم از جولیا کامرون به نام حق نوشتن، عنوان انگلیسی کتاب هست : The RIGHT to WRITE در کتاب حق نوشتن، جولیا کامرون موانع نوشتن را توضیح داده و بعد از هر مانع راه حلی برای گذر از مشکلی که در راه نوشتن با آن روبرو می‌شویم، ارائه داده است. در میانه‌های کتاب، از تنهایی به عنوان یکی از موانع نویسندگی یاد می‌شود. انگار نویسنده‌ها به تنها و منزوی بودن مشهور هستند. همین شهرت باعث…

بیشتر بخوانید
2

معرفی رادیو مرز، به بهانه یک تنش کوچک در خیابان

معرفی رادیو مرز - مرضیه رسولی - پادکست ایرانی

در زندگی چیزهایی هست که آزارمان می‌دهد ولی به دلایل مختلفی از آن صحبت نمی‌کنیم. ممکن است فکر کنیم موضوع آزار دهنده، آن طرف خط قرمزهای دیگران باشد و گفتگو راجع به آن باعث شود تنش‌ها و اختلافاتی بوجود آیند که ارزشش را نداشته باشد. ولی حرف نزدن از چنین سوژه‌هایی باعث محو شدن آن‌ها از عرصه زندگی نمی‌شود فقط باعث می‌شود گفتگوهای راجع به آن به صورت تک نفره و در پس ذهنمان انجام شود. اخیرا با پادکستی آشنا…

بیشتر بخوانید
1

درسی از موازنه مواد و انرژی برای زندگی بدون زباله

زندگی بی زباله

این روزها گاه و بیگاه راجع به حجم زیاد زباله‌ای که تولید می‌شود مطالبی به چشم می‌خورد. هروقت جنجال‌های خبری اهمیت چندانی ندارند، تصویری از حیوانی که در اثر زباله به نحوی جان سپرده یا زندگی سختی داشته، دست به دست می‌شود. این تصاویر برای هیچ کس خوشایند نیست. اما به هر حال، گویا چندان تاثیری هم در رفتار مصرفی ما ندارد. زندگی بی زباله دغدغه بسیاری از ما نیست من در دوره کارشناسی، رشته مهندسی شیمی را خواندم. در…

بیشتر بخوانید
0

ویژگی‌های یک مهمانی مطلوب

ویژگی مهمانی مطلوب

در روزهای عید، خیلی از ما در مهمانی‌‌های مختلف شرکت می‌‌کنیم. امسال در مهمانی‌‌های پرهیاهو تصویری از یک مهمانی مطلوب در ذهنم ساختم. برای من در دورهمی‌‌های کوچک به دنبال صحبت کردن و گپ و گفت با دوستان و عزیزانم، ارزشمندترین چیز است.

بیشتر بخوانید
0

سفرنامه سیستان و بلوچستان – قسمت آخر

بلوچستان - سفرنامه

قبل ازاینکه از چابهار خارج شویم، در شهر گشتیم و پراتا خریدیم. پراتا یک نوع نان چرب است که در چابهار کنار خیابان درست میکنند و می‌فروشند. پراتا – غذای خیابانی چابهار از چابهار خارج شدیم، قصد داشتیم در مسیر ساحلی حرکت کنیم که جادهای قدیمی دارد. جادهای دوطرفه و باریک که آسفالتش هم به مرور زمان از بین رفته بود و ترمیم نشده بود. در مسیرمان ساحل درک قرار داشت. هوا هم آفتابی بود و گرمای آن از مقدار…

بیشتر بخوانید
0

سفرنامه سیستان و بلوچستان – قسمت هفتم (چابهار)

سفرنامه سیستان و بلوچستان - چابهار - طراحی حنا

برای رسیدن به چابهار از ایرانشهر دو مسیر هست از نیک شهر و سرباز. مسیر نیک شهر کمی جاده بهتری دارد ولی مسیر سرباز منظره‌های زیباتری دارد. جاده سرباز – سفرنامه سیستان و بلوچستان ما مسیر سرباز را انتخاب کردیم. جاده‌ کوهستانی بود. رودخانه‌ای هم در مسیر بود که آب کمی نسبت به سطح بزرگش در آن جریان داشت. رودخانه مدام در پیچ و خم جاده از پشت کوه پیدا می‌شد و دوباره پنهان می‌شد که مسیر جاده‌ را جذاب…

بیشتر بخوانید
0

سفرنامه سیستان و بلوچستان – قسمت ششم (ایرانشهر)

بازار ایرانشهر - سفرنامه سیستان و بلوچستان

ایرانشهر صبح بیدار شدیم. در ایرانشهر در خانه پدری دوستمان هانی اقامت داشتیم. هانی و ابراهیم زوج بلوچی هستند که در تهران با آنها آشنا شدیم. مادر هانی صبحانه‌ای رنگین برایمان تهیه کرد. مهمان‌نوازی مردم اینجا مدام به چشم می‌آید. بعد از صبحانه با سینا راهی بازار ایرانشهر (دکه‌ها) شدیم. این بازار هم مثل لباس بانوان بلوچی بود، رنگارنگ، پر از طرح و نقش و چشم‌گیر. بازار ایرانشهر – سفرنامه سیستان و بلوچستان در بازار مغازه‌های نخ فروشی و پارچه…

بیشتر بخوانید
1

سفرنامه سیستان و بلوچستان – قسمت پنجم

نخلستان‌های اطراف ایرانشهر

صبح که از خواب بیدار شدیم، صبحانه نخورده راه افتادیم. با این که شب قبل میزبان مهمان‌نوازمان کارت سوختش را به ما داده بود، سعی کردیم پمپ بنزینی پیدا کنیم که بدون کارت هم به ما بنزین بدهد. گفته بودند که پمپ بنزین دانشگاه در زاهدان به مسافرها بنزین می‌دهد ولی ما را به جایگاه هامون راهنمایی کرد. در آنجا بنزین زدیم و به سمت ایرانشهر راه افتادیم. در راه صف طولانی تانکرها اطراف هر پمپ بنزین به چشم می‌خورد.…

بیشتر بخوانید
0