یک روز خیالی خواستنی

چند وقت پیش متوجه شدم که هر شب قبل از خواب از چیزی ناراضی هستم. انگار آن روز را طوری که باید نگذراندم. گاهی برای جبران این کوتاهی، به کار دیگری مشغول می‌شوم و از وقت خوابم انتقام می‌گیرم.  این شد که با خودم فکر کردم یک روز رضایت‌بخش از نظر من چطور است؟ روزی که در پایانش ناراضی نباشم. این سوال پس ذهنم بود و گاه و بیگاه به آن فکر می‌کردم. تصویر یک روز خیالی مطلوب در ذهنم…

بیشتر بخوانید
9

مرور شعر روی خاک به مناسبت ۸ دی، تولد فروغ فرخزاد

گرافیتی با شعر فروغ قرخزاد- شهرک آپادانا

دانش‌آموز که بودم، برای درس ادبیات گاهی مجبور می‌شدم شعری را حفظ کنم. مدرسه که تمام شد حفظ کردن شعر هم کم کم از زندگی‌ام رفت. با این حال گاهی سراغ حفظ کردن سروده‌هایی می‌روم که دوستشان دارم. شعر «روی خاک» از فروغ فرخزاد هم یکی از شعرهایی است که تلاش کردم به خاطر بسپرم. امروز که داشتم در اینستاگرام می‌چرخیدم، چندین بار تصویر فروغ فرخزاد را دیدم. همین بذر نوشتن از فروغ فرخزاد را در ذهنم کاشت. باز رفتم…

بیشتر بخوانید
2

اینستاگرام چطور اوقاتم را تلخ می‌کند؟

یک نفر قله‌ای را فتح کرده. دوست دیگری عکس‌های سفر به جنوب را گذاشته. دیگری عکس گذاشته از کتابی که به تازگی خوانده. آن یکی عکسی گذاشته از خودش و خانواده‌اش کنار سفره‌ی یلدا. عکس بعدی آشنای دیگری است کنار کیک تولد و دکوری که معلوم است ساعت‌ها وقت برایش صرف شده. حالا نوبت عکسی زیبا رسیده که یک اینفلوئنسر گذاشته و محصولی را معرفی کرده که ظاهرا از آن راضی بوده و پیشنهاد می‌کند آن را تهیه کنیم. این‌ها…

بیشتر بخوانید
6

موفقیت‌های کوچک، سوخت انگیزه‌‌های بزرگ

کتاب rework- موقیت کوچک- انگیزه

کتاب Rework را گذاشته‌ام کنار تخت و هر شب چند صفحه‌اش را می‌خوانم. هر بخش از کتاب تقریبا یک صفحه است. خوشخوان است و ساده و روان هر موضوعی را بیان کرده. دیشب به قسمتی از کتاب رسیدم که در مورد انگیزه صحبت کرده بود. کتاب گفته بود که انجام دادن کارها به انسان انگیزه می‌دهد برای کارهای بعدی. یادم افتاد به چند سال پیش، نزدیک عروسی بود و هزار کار ریز و درشت بود که باید انجام می‌دادم. گروهی…

بیشتر بخوانید
2

غول های بزرگی که از کارهای کوچک ساخته می‌شوند

اهمال کاری- لذت انجام کارهای کوچک- عادله قدسی زاده

زیاد برایم پیش می‌آید که از کارهایی فرار کنم. کارهایی که اگر زود بروم سراغشان احتمالا وقت و انرژی زیادی از من نمی‌گیرند. ولی سناریوی ترسناکی در ذهنم از آخر و عاقبتشان می‌سازم و از ترس به حقیقت پیوستن این سناریو، مدام به آینده واگذارشان می‌کنم. تکمیل یک گزارش جواب دادن به یک پیام صوتی سر و سامان دادن به یک گوشه‌ی آشفته از خانه اینها مثال‌هایی هستند از کارهایی که آن‌قدر انجامشان نمی‌دهم که غولی از آنها در ذهنم…

بیشتر بخوانید
6

وقتی هو هو چی چی صدای پس زمینه‌ی سفر می‌شود

سفر با قطار- قطار روی ریل

قطار فقط وسیله‌ای برای رسیدن نیست. تجربه‌ی جابجایی با قطار، خودش جزئی لذت‌بخش از سفر است. خوبی قطار این است که سفر به اندازه‌ی مسافت کش می‌آید. با هواپیما که سفر می‌کنم، زمان کوتاه در راه بودن باعث می‌شود باور نکنم این همه راه طی شده. فکر می‌کنم هر زمان که اراده کنم، یک ساعت و نیم بعدش در جای قبلی هستم و برمی‌گردم و چیزی که جاگذاشتم را برمی‌دارم و دوباره سر به عزیزی می‌زنم که کم دیدمش.  بعد…

بیشتر بخوانید
9

بیست و سه مطلب بعد از تصمیم به تازه‌سازی روزانه‌ی وبلاگ

اول آذر با خودم قرار گذاشتم که هر روز مطلبی در وبلاگم منتشر کنم. البته هفت روز در ماه آذر جا افتاد. ولی تجربه‌ی خوبی بود.

بیشتر بخوانید
2

تجربه‌های شنیدنی از واهاگْن سرکیسیان در پادکست کارگاه

وقتی هنوز کار حضوری بود روزی حدود دو ساعت به رفت‌وآمد می‌گذشت و من هم این زمان را معمولا با پادکست پر می‌کردم. خانه‌نشین که شدم دیگر کمتر سراغ پادکست رفتم. انگار این باور در من نهادینه شده که گوش دادن به پادکست برای وقتی است که کار دیگری نمی‌توان کرد. در این مدت چند باری هم پادکست و کتاب صوتی گوش داده‌ام، ولی همان دفعات معدود هم می‌خواستم موقع کارهای خانه گوشم بیکار نباشد! متوجه شدم که وقتی صدای…

بیشتر بخوانید
4

وقتی صداهای بی‌معنی تبدیل به واژه‌های معنادار می‌شوند

آموزش اسپانیایی با آهنگ

چند روز پیش در ماشین داشتم آهنگ‌های اسپانیایی گوش می‌دادم. آهنگی پخش شد که سال‌ها پیش شنیده بودم (آهنگ Cancion del Mariachi). آن زمان به نظرم خواننده فقط یک صداهایی از دهانش در می‌آورد که با ریتم آهنگ هم‌نوا شود. ولی آن شب که موسیقی پخش شد دیدم این اصوات، کلمه‌های معناداری هستند. احساسی شبیه هلن کلر داشتم آن لحظه که فهمید هر شی اسمی دارد. چندین بار آهنگ را گوش کردم و هر بار به اندازه‌ی بار اول ذوق…

بیشتر بخوانید
2