دو نوع دغدغه

داشتم گفتگوی نازلی ابراهیمی را در پادکست کارگاه گوش می‌کردم. جایی در میان صحبت‌ها نازلی در مورد دو نوع دغدغه صحبت کرد. نقل به مضمون صحبت‌ها این می‌شد که دو نوع دغدغه داریم. یکی دغدغه‌ی افرادی که برای زنده ماندن و نفس کشیدن باید تلاش کنند. نوع دیگر دغدغه‌هایی است که افراد برای بهتر شدن شرایطشان به آنها فکر می‌کنند، مثل سقف شیشه‌ای که برای زنان وجود دارد. این چند روز که مشغول خواندن کتاب زنان نامرئی هستم زیاد به…

بیشتر بخوانید
3

دو اشتباهی که آرزو می‌کنم در محتواها نبینم

عادله قدسی زاده - اشتباهات پرتکرار در تولید محتوا-

چند روز پیش که داشتم نمونه‌ کارهای نویسندگان را می‌دیدم باز یاد این اشتباهات افتادم، همین بهانه‌ای شد تا چند خطی از دو اشتباهی بنویسم که دوست دارم در متن به چشم نخورد.

بیشتر بخوانید
2

دیوار کوتاه خواب و کارهای مانده

قبل از خواب معمولا به ارزیابی هر روز می پردازم. چند وقت پیش دقت کردم که بی‌رحمانه به قضاوت کارهای هر روزم می‌نشینم. وقت خواب که می‌شود یاد تمام کارهایی می‌افتم که دلم می‌خواست انجامشان بدهم. از کارهایی مثل مرتب کردن زباله‌ها برای تحویل به جاروب و بافتن شال گردنی که قبل از کرونا سر انداختم تا جمع کردن لباس‌های شسته از روی بند رخت و رونویسی از فلان کتاب. اخیرا متوجه شدم پدیده‌ای وجود دارد به نام revenge bedtime…

بیشتر بخوانید
3

تبریک به مادرهای غیر فداکار

گلـ تبریک روز مادر

روز مادر است و هر طرف که سر می‌چرخانم تبریک‌ می‌بینم. با این حال چیزی پشت برخی از این تبریک‌ها پنهان شده که به نظرم آزار دهنده است.

بیشتر بخوانید
17

پنج راه چاره برای گرسنگی مدام در خانه

سالاد سیب و اسفناج- سفره قلمکار اصفهان

چند وقت پیش از مشکل گرسنگی در خانه نوشتم. مشکلی که مدام با آن دست و پنجه نرم می‌کردیم و تقریبا به وضعیت ثابت خانه تبدیل شده بود. در هفته‌های گذشته سعی کردم کارهایی انجام دهم که کمتر با وضعیت «هیچ غذایی در خانه نیست و گرسنگی امانم را بریده» روبرو شوم. نتیجه هم رضایت‌بخش بوده.

بیشتر بخوانید
4

شما چطور می‌گویید روی کوه برف نیست؟

سگ در درکه

کوه‌ها برف ندارند، یا سفید نیستند. اینها جمله‌هایی هستند که من می‌سازم وقتی بخواهم بگویم روی کوه برف نیست.  نگا کن چقدر کوها از برف فقیرن. یک آشنا این جمله در در کتاب نخواندم. در فیلم یا یک نمایش رادیویی هم به گوشم نخورد. این جمله را از یک آدم واقعی شنیدم که می‌شناسمش. دفتر کوچکم همراهم بود و همانجا سریع نوشتمش که این ترکیب قشنگ کلمات بین افکارم گم نشود. از همان روز مدام به این فکر می‌کنم که…

بیشتر بخوانید
4

دو تصویر از فروغ فرخزاد

روز تولد فروغ فرخزاد که بود، شعری از فروغ در وبلاگم منتشر کردم. تصویرسازی‌هایی هم دیدم که نشد همان‌روز از خالقشان برای انتشار اجازه بگیرم. دو تصویری را که می‌بینید روشی روزبهانی کشیده. روشی روزبهانی در کارهایش بیشتر زنان را به تصویر می‌کشد و چند کار هم با موضوع طالبان و زنان افغانستانی کشیده. پیشنهاد می‌کنم سری به صفحه‌ی اینستاگرامش هم بزنید و کارهای دیگرش را ببینید.

بیشتر بخوانید
3

از دشواری انتخاب طعم بستنی تا امروز

دانشجو که بودیم اگر با دوستانم تصمیم می‌گرفتیم بستنی بخوریم، از همان لحظه که حرکت می‌کردیم به این فکر بودم که چه طعم‌هایی انتخاب کنم. تصمیم گرفتن برایم خیلی سخت بود. تصمیم‌های بزرگتر را هم سعی می‌کردم خودم نگیرم یا یک انتخاب تصادفی داشته باشم. در نویسش از یک جایی به بعد تصمیم‌های زیادی باید می‌‌گرفتم. اوایل برای هر تصمیمی سراغ مدیرم می‌رفتم و از او کمک می‌گرفتم. نگران بودم که تصمیم اشتباهی بگیرم. کم کم عادت کردم که خودم…

بیشتر بخوانید
2

روایت ست گادین از بازخورد بی‌رحمانه

امروز وبلاگ ست گادین را دیدم. در مورد بازخوردهای بی‌رحمانه گفته بود، عبارتی که به کار برده بود دقیقا این بود:  Harsh feedback ست گادین گفته بود که بازخوردهای تند و بی‌رحم را معمولا از افرادی دریافت می‌کنیم که یا سنگدل هستند و یا فکر می کنند کارشان بی‌نقص است. جستجوی سریعی کردم و دیدم که برای harsh در فارسی چه واژه‌هایی داریم. شدید اولین چیزی بود که به ذهن خودم رسید. بعد جایگزین‌های بهتری برایش پیدا کردم. خشن تند…

بیشتر بخوانید
1