درس تصمیم‌گیری پشت سینک آشپزخانه

پشت سینک ایستاده بودیم. چهار تا دست خیس خورده و چروک شده هم مشغول کار بودند. داشتم از یک انتخاب بی‌اهمیت حرف می‌زدم. می‌گفتم که تصمیم خوبی نبوده و هر بار به آن فکر می‌کنم خاطرم مکدر می‌شود. گفت زندگی همینه، پر از فرصت های از دست رفته، دفعه‌ی بعد بهتر انتخاب کن. با شنیدن این جمله خیالم راحت شد. انگار تمام این مدت داشتم خودم را برای تصمیمی که مهم هم نبود سرزنش می‌کردم. فرصت‌ها هم ممکن است دیگر…

بیشتر بخوانید
1

خانه تکانی بی زباله: پسماندهای الکترونیک سرگردان

پسماند الکترونیک- خانه تکانی بی زباله

هر روز به گوشه‌ی مهجوری از خانه سر می‌زنم. همه چیز را می‌ریزم بیرون. به هر جان کندنی هست سعی می‌کنم مقداری از وسایل را بفرستم جایی که بیشتر مورد نیاز هستند و از آنها دل بکنم. یک دسته از وسایلی که معمولا نمی‌دانم با آنها چه کنم، پسماند‌های الکترونیک هستند…

بیشتر بخوانید
7

در آغوش کشیدن علاقه‌‌های فلافلی

فلافل هیچ‌وقت برای من یک غذای ارزان نبود. نه که قیمتش برای من سنگین باشد، ولی ویژگی فلافل قیمت کمش نبود. فلافل یک غذای خوشمزه‌ است که معمولا به آن نه نمی‌گویم. یک بار دوستی به من گفت فلافل غذای مزخرفیه، خیلی ناراحت شدم. از آن به بعد سعی می‌کردم علاقه‌ام به فلافل را جایی ابراز نکنم. فلافل غذای وقت‌هایی بود که تنها بودم، یا دوست قابل اعتمادی همراهم بود. البته هیچ‌وقت درک نکردم که چرا بعضی‌ها نگاه رو به…

بیشتر بخوانید
7

از پشت میز عدلیه، ماجراهای خنده‌دار دادگاه به قلم قاضی

کتاب از پشت میز عدلیه - امین تویسرکانی

از پشت میز عدلیه (خاطرات طنز یک قاضی دادگستری) کتابی است که امین تویسرکانی از ماجراهای محیط دادگستری نوشته. کتاب از پشت میز عدلیه، نوزدهمین کتاب از مجموعه‌ی جهان تازه دم نشر چشمه است. کتاب‌های این مجموعه معمولا طنز هستند. عجیب است که هر چه گشتم در سایت خود نشر چشمه چیز بیشتری در مورد سری جهان تازه‌دم پیدا نکردم، همین را هم جای دیگری دیدم. در مقدمه‌ی کتاب نویسنده به این اشاره کرده که «…مرحوم باستانی پاریزی، به قضات…

بیشتر بخوانید
1

بهانه‌های اهمال کاری مخصوص اول اسفند

بهانه‌های اهمال کاری ـ گربه‌ خوابیده

بعضی روزها دلم می‌خواهد تمام کارها را بگذارم برای فردا. امروز هم از همان روزها بود. انگار از صبح یک تابلوی بزرگ در مغزم آویزان کرده بودند که روی آن نوشته: بعدا می‌ریم سراغش هر کاری که باید انجام می‌دادم، یا می‌خواستم انجام دهم اول با این پیام روبرو می‌شد. اول روز به هر ضرب و زوری که شده سعی کردم مهم‌ترین کار روز را پیش ببرم. ولی بهانه‌ها قوی‌تر بودند. خسته و بی‌حوصله سعی می‌کردم با کمترین سرعت ممکن…

بیشتر بخوانید
3

گزارش کتابخوانی بهمن ماه

معرفی چند کتاب

در ماه بهمن سعی کردم هر روز حداقل سی صفحه‌ کتاب بخوانم. با این کار توانستم چند کتاب را تمام کنم و خرسندم.
کتاب‌هایی که در ماه بهمن خواندم این‌ها هستند.

بیشتر بخوانید
2

۱۳ جایگزین سر زدن به گوشی

جایگزین سر زدن به گوشی- عادله قدسی زاده

نشستم به کارهایی فکر کردم که می‌شد یا دوست داشتم به جای سر زدن به گوشی انجام می‌دادم.

بیشتر بخوانید
2

چطور یک سینی شیرینی دانمارکی تمام نقشه‌ها را نقش بر آب کرد

چند روز پیش رفته بودیم اطراف خانه قدم بزنیم. ظرف هم برده بودم که از شیرینی فروشی نزدیک خانه، نان خامه‌ای یا کیک بگیریم. وقتی رسیدیم به شیرینی فروشی دیدم که برای ورود به مغازه صف کشیده شده، روز پدر بود، ولنتاین هم، داخل ویترین‌های مغازه هم پر از کیک سیبیلو و قرمز قلبی بود. رفتیم دوری زدیم تا خلوت‌تر شود. چند قدم پایین‌تر، دو سینی پر از شیرینی دانمارکی تازه از در کارگاه آمد بیرون و رفت داخل مغازه.…

بیشتر بخوانید
3

من چطور کتابداری می‌شدم؟

وقتی به این خانه آمدم و دیدم یک کتابخانه چند قدمی خانه است، حسابی خوشحال شدم. همیشه رویای این را داشتم که عضو کتابخانه‌ای باشم و مدام کتاب بگیرم و بخوانم. همان روزهای اول رفتم و در کتابخانه عضو شدم. مثل هر فکر و خیال دیگری، این هم آن‌طور که تصور می‌‌کردم از آب در نیامد. منظم به کتابخانه سر نمی‌زدم. ولی باز هم غنیمتی بود و هست. قدم زدن در میان کتاب‌هایی که هر کدامشان را بخواهی می‌توانی با…

بیشتر بخوانید
2