درس تصمیم‌گیری پشت سینک آشپزخانه

پشت سینک ایستاده بودیم. چهار تا دست خیس خورده و چروک شده هم مشغول کار بودند. داشتم از یک انتخاب بی‌اهمیت حرف می‌زدم. می‌گفتم که تصمیم خوبی نبوده و هر بار به آن فکر می‌کنم خاطرم مکدر می‌شود.

گفت زندگی همینه، پر از فرصت های از دست رفته، دفعه‌ی بعد بهتر انتخاب کن.

با شنیدن این جمله خیالم راحت شد. انگار تمام این مدت داشتم خودم را برای تصمیمی که مهم هم نبود سرزنش می‌کردم. فرصت‌ها هم ممکن است دیگر تکرار نشوند. اما سرزنش خود و غصه خوردن هم وضعیت را بهتر نمی‌کند. 

به جای اینکه مدام خودم را مواخذه کنم که چرا گزینه‌ی بهتری را انتخاب نکردم، بهتر است روش تصمیم‌گیری را بشکافم. این نگاه به تصمیم‌هایی که از نتیجه‌ی آنها راضی نیستم باعث می‌شود حس بهتری به خودم داشته باشم. خودم را هم ر این جایگاه قرار نمی‌دهم که تصمیم اشتباهی گرفتم و دیگر همه چیز تمام شد.

1

ارسال پاسخ