فراغت پسماند صفری آخر هفته

سبد رخت در نور آفتاب- آخر هفته

آخر هفته‌ها برای من فرصت خوبی است تا خانه را سامان دهم، استراحت کنم به کارهایی بپردازم که در روزهای دیگر هفته زمانی برایشان ندارم. امروز میان همین کارهای دلپذیر آخر هفته‌ای، که بیشترشان مربوط به سبک زندگی پسماند صفر هستند، داشتم به مسیری فکر می‌کردم که برای زندگی بی‌زباله طی کرده‌ام. با وجود کارهایی که تاکنون انجام داده‌ام، اقدام‌های دیگری هم هستند که دوست دارم آنها را به تدریج عملی کنم. رویاهایی هم دارم که امیدوارم روزی بتوانم گامی برای آنها بردارم.

مسیر پسماند صفری تا اینجا

امروز همزمان با انتقال زباله‌های تر آبگیری شده به سطل کمپوست، داشتم با خودم فکر می‌کردم که مسیر پسماند صفری هم مثل بسیاری از چیزهای دیگر پایانی ندارد. سبکی از زندگی است که مدام می‌توان بیشتر به آن پایبند بود و در تصمیم‌های مختلف به آن توجه کرد.
برای من به طور جدی حرکت در مسیر پسماند صفری از زمانی آغاز شد که یک پاکت پارچه‌ای در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران گرفتم و جایی نوشتم و امضا کردم که دیگر کیسه پلاستیکی نمی‌گیرم. که البته گاهی گرفته‌ام، اما بیشتر وقت‌ها کیسه‌ای همراهم دارم تا مجبور به این کار نشوم.
از حدود دو سال پیش هم زباله‌های‌تر خانه خودمان را کمپوست می‌کنم، که البته هنوز هم گاهی به خوبی پیش می‌رود و گاهی هم نیازمند مراقبت بیشتر است. مثلا همین الان، یکی از سه سطل کمپوست روی پشت‌بام مخزنی شده از آب باران و زباله‌های‌تر و برگ و خاک که بوی ناخوشی می‌دهد. دو سطل دیگر اما بوی خوش جنگل‌های ناهارخوران گرگان را به یادم می‌آورند.
حبوبات را فله‌ای می‌خرم و ظرف خودم را می‌برم تا آنجا هم کیسه‌ای نگیرم. غذاهای آماده کمتری تهیه می‌کنم چون معمولا بسته‌بندی‌هایی دارند که در حال حاضر در ایران به خوبی برای بازیافت جمع آوری نمی‌شوند.
لباس هم به ندرت می‌خرم. خصوصا این روزها که دیگر رفت‌وآمد چندانی هم نداریم و لباس‌ها کمتر خراب می‌شوند.
از شوینده‌ها کمتر استفاده می‌کنم. برای تمیز کردن سطوح شوینده‌ای طبیعی با سرکه و پوست مرکبات درست کردم. یک شامپوی تاریخ مصرف گذشته هم در خانه هست که هر بار یکی دو قطره از آن را در یک مخزن اسپری‌دار رقیق می‌کنم، این هم می‌شود محلولی برای شستن شیشه‌ها و سطوحی که چرب شده‌اند و نیاز به تمیز شدن اساسی دارند. همین شامپو به نظرم تا چند سال آینده از خرید شیشه پاک کن بی‌نیازمان کند. بعد از آن هم فکر دیگری می‌کنم.
هرچند تلاش می‌کنم که خرید‌هایم طوری باشند که کمترین بسته‌بندی را داشته باشند، اما هنوز برای بعضی چیزها چاره‌ای ندارم، خرید شیر و لبنیات از مواردی است که پسماند اجباری همراهش دارد. زباله‌های خشکی که از این راه وارد خانه شده را تفکیک می‌کنم و به دست سامانه‌های جمع‌اوری پسماند خشک می‌رسانم، به این امید که بازیافت شوند.
چند وقت است که اکوبریک یا آجر زیستی درست می‌کنم. البته مطمئن نیستم که برای ساختمان سازی گزینه‌ی مناسبی باشد، اما حداقل از رها شدن زباله‌های تجزیه‌ناپذیر در محیط زیست کمی می‌کاهد و همین هم به نظرم خالی از فایده نیست.

آرزوهای زندگی بی‌زباله

اگرچه تا حدی زباله‌های کمتری نسبت به قبل از خانه‌ی ما خارج می‌شود، ولی کارهایی هم هست که دوست دارم انجام دهم و هنوز سراغشان نرفتم.
جایگزین کردن شوینده‌های مایع (به طور خاص شامپو و صابون) با انواع جامد آن، یا تهیه آنها به صورت فله‌ای از فروشگاه‌های دوست‌دار محیط زیست.
مطالعه بیشتر در مورد مواد غذایی و انتخاب گزینه‌هایی که کمترین آسیب را به محیط زیست می‌رساند. مثلا این که تا حد امکان از خرید محصولاتی که در آنها از روغن پالم استفاده شده اجتناب کنم، مواد وارداتی را کمتر تهیه کنم. اگر امکانش باشد میوه‌ و سبزیجات محلی بخرم که سم‌پاشی کمتری شده باشند و پوست آنها هم قابل استفاده باشد.



دوست دارم کاری شبیه رساندن دل به دلدار انجام دهم، گاهی برای خودم رویابافی می‌کنم که در محله خودمان خشک کردن زباله‌ها را بیشتر بین مردم رواج می‌دهم و آنها را جمع می‌کنم به دامداری‌ها می‌رسانم.
رویای دیگری دارم که از زندگی خودم فراتر بروم، ته دلم می‌خواهم کاری کنم تا افراد بیشتری در تصمیم‌های مختلف، نیم‌نگاهی هم به تولید کمتر زباله داشته باشند، یا کاری کنم که کاهش زباله برای کسانی که خواهان این کار هستند‌ آسان شود، شبیه کاری که پرسا با تولید پدهای پارچه‌ای انجام می‌دهد.

مثل هر مسیر دیگری هم، هرچه‌قدر هم که تلاش می‌کنم، اگرچه به آسمان نمی‌رسم. ولی حداقل تلاش خودم را برای کندن از زمین می‌کنم.

عکس هم از نور دلپذیر پاییزی است که در نیمه‌ی دوم سال، خانه‌ را زیباتر می‌کند.



1

۱ دیدگاه

  1. عه… من چرا توی اینستا نشناختمت عادله جان؟ ارادتمند! پیروز باشی و روز به روز کشف‌کننده‌ی راههای بهتر خدمت به طبیعت

ارسال پاسخ